نان کسی را آجر نکن، اما اگر میتوانی برایش نردبان بساز.
این جمله را این روزها زیاد از مردم میشنویم. یا آن یکی که میگویند: اگر جوان فرصت داشته باشد، خودش راهش را پیدا میکند. واقعیت هم همین است. بسیاری از ایدههای بزرگ، نه از ساختمانهای مجلل، بلکه از یک اتاق کوچک، یک لپتاپ معمولی و ذهنی پر از انگیزه متولد شدهاند.
اقتصاد امروز دیگر فقط با کارخانه، ماشینآلات و سرمایههای سنتی رشد نمیکند. دنیا به سمتی رفته که دانش، خلاقیت، فناوری و هوش مصنوعی به مهمترین دارایی کشورها تبدیل شدهاند. در چنین شرایطی، نقش بخش خصوصی بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا میکند؛ بخشی که میتواند بدون انتظار، فرصت خلق کند، سرمایه را به سمت نوآوری ببرد و جوانان مستعد را وارد میدان کند.
در اکوسیستم نوآوری، سرمایهگذار تنها کسی نیست که پول وارد یک پروژه میکند؛ او گاهی یک مشاور، یک همراه، یک شنونده خوب و حتی یک امید برای تیمی است که شاید اگر حمایت نشود، هیچوقت فرصت دیده شدن پیدا نکند.
کارآفرینی واقعی یعنی ساختن فرصت، نه فقط برای خود، بلکه برای دیگران. توسعه شرکتهای دانشبنیان و استفاده از ظرفیت هوش مصنوعی نیز زمانی به نتیجه میرسد که تجربه، سرمایه و انگیزه در کنار هم قرار بگیرند. شاید به همین دلیل است که امروز بسیاری از فعالان این حوزه معتقدند آینده اقتصاد را کسانی میسازند که روی انسانها سرمایهگذاری میکنند، نه فقط روی پروژهها.
در همین راستا، پای صحبت یکی از کارآفرینان و سرمایهگذاران اکوسیستم نوآوری نشستیم؛ فردی که سالهاست بخشی از سرمایه و تجربه خود را صرف حمایت از جوانانی کرده که با ایدههای استارتاپی وارد میدان شدهاند.
گفتوگو با کارآفرین و سرمایهگذار اکوسیستم نوآوری
شما سالها در حوزه کارآفرینی و سرمایهگذاری فعالیت کردهاید. امروز مهمترین ظرفیت اقتصاد ایران را در چه میبینید؟
اگر بخواهم خیلی ساده بگویم، بزرگترین سرمایه ما نفت یا معدن نیست؛ جوانهای بااستعداد هستند. بارها دیدهام که یک تیم سه یا چهار نفره با یک ایده خوب توانسته ارزشی خلق کند که شاید یک کسبوکار سنتی طی سالها به آن نرسیده باشد.
امروز دنیا با سرعت عجیبی در حال تغییر است. فناوری، اقتصاد دیجیتال و بهویژه هوش مصنوعی قواعد بازی را عوض کردهاند. هر کسی که بتواند از این فرصت استفاده کند، آینده را خواهد ساخت. به همین دلیل معتقدم باید بیش از گذشته روی شرکتهای دانشبنیان سرمایهگذاری شود.
بسیاری از جوانان ایده دارند اما سرمایه ندارند. شما چگونه از این افراد حمایت میکنید؟
اولین چیزی که بررسی میکنم، خود ایده نیست؛ آدمهای پشت آن ایده هستند. ممکن است یک ایده چند بار تغییر کند، اما اگر تیم انگیزه، پشتکار و یادگیری داشته باشد، احتمال موفقیت بسیار بیشتر است.
ما تلاش میکنیم علاوه بر سرمایه اولیه، منتورینگ، آموزش، ارتباط با بازار و حتی معرفی به سرمایهگذاران بعدی را هم فراهم کنیم. بارها پیش آمده که یک تیم با سرمایهای نهچندان زیاد، بعد از چند سال به شرکتی تبدیل شده که امروز برای دهها نفر اشتغال ایجاد کرده است.
واقعیت این است که سرمایه فقط پول نیست؛ گاهی یک مشاوره درست یا معرفی به فرد مناسب، ارزش بیشتری از سرمایه مالی دارد.
این روزها هوش مصنوعی به یکی از مهمترین موضوعات اقتصادی تبدیل شده است. شما این فناوری را چگونه ارزیابی میکنید؟
هوش مصنوعی فقط یک فناوری جدید نیست؛ یک تغییر اساسی در مدل کسبوکارهاست.
از صنعت و کشاورزی گرفته تا سلامت، آموزش، حملونقل و خدمات مالی، همه در حال استفاده از این فناوری هستند. شرکتهایی که زودتر خودشان را با این تغییر هماهنگ کنند، مزیت رقابتی خواهند داشت.
به نظر من، آینده اقتصاد دانشبنیان بدون هوش مصنوعی قابل تصور نیست. البته استفاده از این فناوری باید هوشمندانه باشد و در کنار آن، نیروی انسانی متخصص نیز تربیت شود.
خاطرهای از حمایت از یک استارتاپ دارید که هنوز برایتان ماندگار باشد؟
بله، اتفاقاً یکی از شیرینترین خاطرات کاری من همین است.
چند سال پیش سه جوان به دفترم آمدند. ظاهرشان کاملاً معمولی بود. یک لپتاپ قدیمی همراهشان داشتند و ارائهشان هم خیلی حرفهای نبود. اما وقتی درباره ایدهشان صحبت میکردند، برق امید را در چشمانشان میدیدم.
بعد از پایان جلسه، یکی از همکارانم گفت این تیم هنوز برای سرمایهگذاری آماده نیست.
اما من از آنها خواستم یک بار دیگر روی طرحشان کار کنند و دوباره برگردند.
حدود دو ماه بعد برگشتند؛ این بار با یک برنامه دقیقتر، نمونه اولیه محصول و انگیزهای چند برابر.
تصمیم گرفتیم روی آنها سرمایهگذاری کنیم.
امروز همان تیم، دهها نیروی متخصص دارد و محصولاتش به چند بازار خارجی هم رسیده است.
چند وقت پیش یکی از اعضای همان تیم به من گفت: اگر آن روز فقط به خاطر ظاهر و امکانات کم ما قضاوت میکردید، شاید هیچوقت این مسیر آغاز نمیشد.
این جمله هنوز برای من ارزشمندترین بازده سرمایهگذاری است.
به نظر شما مهمترین ویژگی یک کارآفرین چیست؟
تابآوری.
همه از موفقیت حرف میزنند، اما کمتر کسی درباره شکست صحبت میکند. تقریباً هیچ استارتاپ موفقی را نمیشناسم که در مسیرش اشتباه نکرده باشد.
کارآفرین باید یاد بگیرد زمین بخورد، تجربه کسب کند و دوباره بلند شود. موفقیت بیشتر از آنکه نتیجه نبوغ باشد، حاصل استمرار است.
برخی تصور میکنند سرمایهگذار فقط به سود فکر میکند. نظر شما چیست؟
اگر سرمایهگذاری فقط به سود کوتاهمدت فکر کند، شاید چند معامله خوب انجام دهد؛ اما اکوسیستم نمیسازد.
من معتقدم وقتی یک استارتاپ رشد میکند، فقط بنیانگذاران آن سود نمیکنند؛ نیروی انسانی، مشتریان، زنجیره تأمین و حتی اقتصاد کشور هم منتفع میشوند.
سرمایهگذاری در نوآوری، سرمایهگذاری روی آینده است.
آینده فعالیتهای دانشبنیان را چگونه میبینید؟
بسیار امیدوارکننده.
نسل جدید جسورتر، خلاقتر و آشناتر با فناوری است. اگر بتوانیم مسیر ورود این جوانان به بازار را هموار کنیم، ظرفیت شکلگیری صدها شرکت موفق وجود دارد.
بخش خصوصی در این میان نقش مهمی دارد؛ زیرا سرعت تصمیمگیری، انعطاف و ارتباط نزدیکتری با بازار دارد. هرچه تعامل میان دانشگاه، صنعت، شرکتهای دانشبنیان و سرمایهگذاران بیشتر شود، رشد اقتصاد نوآوری نیز شتاب بیشتری خواهد گرفت.
اگر بخواهید تنها یک جمله خطاب به جوانانی بگویید که امروز در فکر راهاندازی یک استارتاپ هستند، آن جمله چیست؟
منتظر بهترین زمان نباشید.
اگر ایدهای دارید، آن را آزمایش کنید، یاد بگیرید، اصلاح کنید و از شکست نترسید.
گاهی بزرگترین فاصله، فقط بین فکر کردن و شروع کردن است.
نتیجه گیری
توسعه اقتصاد دانشبنیان، حمایت از استارتاپها و بهرهگیری از ظرفیت هوش مصنوعی، مسیری است که بدون حضور فعال بخش خصوصی و سرمایهگذاران نوآور به نتیجه مطلوب نخواهد رسید. تجربه نشان داده است هر جا اعتماد به جوانان، سرمایهگذاری هدفمند و انتقال تجربه در کنار هم قرار گرفته، فرصتهای تازهای برای اشتغال، تولید ثروت و خلق فناوری شکل گرفته است.
شاید همانطور که این سرمایهگذار در پایان گفتوگو تأکید میکند، مهمترین سرمایه هر جامعه نه ساختمانهای بلند و نه تجهیزات پیشرفته، بلکه انسانهایی هستند که جرات ساختن آینده را دارند؛ آیندهای که از یک ایده کوچک آغاز میشود و با حمایت، تلاش و امید، به یک کسبوکار بزرگ تبدیل خواهد شد.
نویسنده: معصومه عرب
