شهر نفس می‌خواهد

شهر نفس می‌خواهد

شهر نفس می‌خواهد، هوا امروز یه جور دیگه‌ست، قدیما این‌قدر دود و دم نبود، بچه رو ببریم پارک، یه هوایی عوض کنه، کاش بیشتر درخت می‌کاشتن..

این جمله‌ها را شاید بارها از آدم‌های مختلف شنیده باشیم؛ در تاکسی، داخل اتوبوس، کنار پارک، در صف نانوایی یا حتی هنگام قدم زدن در خیابان. جمله‌هایی ساده‌اند، اما وقتی کنار هم قرار می‌گیرند، انگار یک حرف بزرگ را تکرار می‌کنند؛ اینکه حال شهر فقط با ساختمان‌ها، خیابان‌ها و بزرگراه‌هایش تعریف نمی‌شود. شهر باید جایی برای نفس کشیدن هم داشته باشد.

تبریز را اگر فقط از پشت شیشه خودرو نگاه کنیم، شهری پررفت‌وآمد و پرجنب‌وجوش می‌بینیم؛ شهری که خیابان‌هایش همیشه قصه‌ای برای گفتن دارند و مردمش از صبح تا شب در رفت‌وآمدند. اما اگر کمی آرام‌تر نگاه کنیم، محیط زیست شهر هم خودش را نشان می‌دهد؛ در درختی که کنار خیابان ایستاده، در باغی که هنوز گوشه‌ای از شهر را سبز نگه داشته، در هوایی که گاهی سبک و پاک است و گاهی سنگین و خسته، در کوهی که از دور به شهر نگاه می‌کند و در آبی که ارزش آن شاید زمانی بیشتر فهمیده می‌شود که کمبودش را احساس کنیم.

محیط زیست برای تبریز یک موضوع تزئینی نیست. چیزی نیست که فقط در روز درختکاری درباره‌اش حرف بزنیم و بعد دوباره فراموشش کنیم. محیط زیست همان چیزی است که هر روز در آن زندگی می‌کنیم.

شهر فقط خیابان نیست

شاید یکی از اشتباه‌های ما این باشد که وقتی درباره توسعه یک شهر حرف می‌زنیم، بیشتر به ساختمان، خیابان، پل و پروژه‌های عمرانی فکر می‌کنیم. همه اینها برای زندگی شهری لازم‌اند، اما یک شهر زمانی واقعاً برای زندگی مناسب است که میان ساخته‌های انسان و طبیعت هم تعادل وجود داشته باشد.

تبریز در طول سال‌های مختلف تغییر کرده است. خیابان‌ها گسترده‌تر شده‌اند، ساختمان‌ها بالا رفته‌اند و محله‌ها شکل تازه‌ای پیدا کرده‌اند. اما در میان این تغییرات، یک سؤال ساده همچنان باقی است؛ سهم طبیعت از این شهر چقدر است؟

هر درختی که در یک خیابان قرار دارد فقط یک عنصر سبز در تصویر شهر نیست. سایه می‌دهد، به فضای خیابان روح می‌دهد و بخشی از کیفیت زندگی شهری را شکل می‌دهد. فضای سبز هم فقط برای زیبایی نیست. پارک‌ها و بوستان‌ها جایی هستند که کودک بازی می‌کند، سالمند قدم می‌زند، خانواده ساعتی کنار هم می‌نشینند و آدمی که چند ساعت درگیر کار و ترافیک بوده، برای مدتی از شتاب شهر فاصله می‌گیرد.

شاید به همین دلیل است که وقتی یک پارک کوچک در محله‌ای ساخته می‌شود، اثرش فقط در آمار و نقشه شهر دیده نمی‌شود. اثر واقعی آن را باید در چهره مردمی دید که عصرها روی نیمکت‌هایش می‌نشینند.

تبریز و قصه درخت‌ها

گاهی برای فهمیدن ارزش یک درخت کافی است یک روز گرم تابستانی را در خیابانی کم‌درخت قدم بزنیم و بعد وارد خیابانی شویم که دو طرفش درختان قدیمی دارد. تفاوت را لازم نیست کسی توضیح بدهد. بدن آدم خودش متوجه می‌شود.

تبریز به درختان و باغ‌های قدیمی خود خاطره‌های زیادی گره زده است. باغ‌ها فقط زمین‌های سبز نیستند؛ بخشی از حافظه شهری‌اند. هر باغ قدیمی می‌تواند بخشی از گذشته شهر را با خودش حمل کند؛ گذشته‌ای که در آن فاصله میان زندگی انسان و طبیعت کمتر از امروز بود.

امروز اما شهرها بیش از هر زمان دیگری به فضای سبز نیاز دارند. توسعه شهری اگر با توجه به ظرفیت طبیعی شهر همراه نباشد، ممکن است به تدریج چیزی را از شهر بگیرد که بازگرداندنش بسیار دشوار است.

برای همین، شاید لازم باشد هنگام نگاه کردن به یک درخت، فقط به امروز آن فکر نکنیم. درختی که امروز سایه کوچکی دارد، ممکن است چند سال دیگر تبدیل به بخشی از هویت یک خیابان شود. کودکی که امروز زیر آن بازی می‌کند، شاید سال‌ها بعد همان درخت را به یاد بیاورد و بگوید: «ما بچگی‌مان را زیر همین درخت گذراندیم.»

این همان جایی است که محیط زیست از یک موضوع علمی به یک موضوع انسانی تبدیل می‌شود.

هوای شهر، حال مردم

یکی از ملموس‌ترین بخش‌های محیط زیست برای مردم، هواست. آب آلوده را ممکن است نبینیم یا آلودگی خاک را به راحتی تشخیص ندهیم، اما هوا را هر لحظه وارد ریه‌هایمان می‌کنیم.

آلودگی هوای تبریز موضوعی چندوجهی است و عواملی مانند ترافیک، حمل‌ونقل، فعالیت واحدهای صنعتی، مصرف سوخت و شرایط جوی می‌توانند در کیفیت هوا نقش داشته باشند. در سال‌های اخیر نیز درباره ارتباط شرایط اقلیمی و وضعیت دریاچه ارومیه با کیفیت هوای منطقه بحث شده است، اما بررسی‌های محیط‌زیستی بر چندعاملی بودن وضعیت هوا تأکید داشته‌اند.

این مسئله به ما یادآوری می‌کند که برای داشتن هوای بهتر، فقط یک عامل را نباید مقصر بدانیم. هوای شهر حاصل مجموعه‌ای از رفتارها و شرایط است.

وقتی یک خودرو بدون ضرورت روشن می‌ماند، وقتی سفرهای کوتاه را هم با خودرو شخصی انجام می‌دهیم، وقتی حمل‌ونقل عمومی را کمتر جدی می‌گیریم یا وقتی مصرف انرژی را بی‌دلیل بالا می‌بریم، هرکدام به اندازه خودمان در وضعیت محیط زندگی نقش داریم.

شاید یک نفر بگوید سهم من که ناچیز است. اما شهر از میلیون‌ها سهم کوچک ساخته شده است؛ هم در مشکلات و هم در راه‌حل‌ها.

عینالی؛ تکه‌ای از طبیعت در کنار شهر

برای تبریز، کوه عینالی فقط یک منظره آشنا نیست. بخشی از تصویر شهر است؛ تصویری که خیلی از شهروندان با آن خاطره دارند.

کافی است روزی از ارتفاعات به شهر نگاه کنیم. از آن بالا، تبریز شکل دیگری پیدا می‌کند. خیابان‌ها کوچک‌تر می‌شوند، ساختمان‌ها در کنار هم قرار می‌گیرند و آدم متوجه می‌شود شهری که هر روز در آن گم می‌شویم، در حقیقت یک مجموعه به‌هم‌پیوسته است.

عینالی می‌تواند یادآور این حقیقت باشد که طبیعت همیشه در فاصله دور از شهر قرار ندارد. گاهی درست کنار ماست.

حفاظت از چنین فضاهایی فقط به معنای جلوگیری از تخریب نیست. به معنای این است که نگاه ما به طبیعت شهری تغییر کند. کوه، درخت، باغ و رودخانه نباید فقط زمانی اهمیت پیدا کنند که قرار است از آنها برای تفریح یا استفاده روزمره بهره ببریم. آنها بخشی از تعادل زیستی منطقه‌اند.

دریاچه‌ای که فقط یک دریاچه نیست

وقتی نام محیط زیست تبریز به میان می‌آید، نمی‌توان از دریاچه ارومیه عبور کرد. این پهنه آبی در فاصله‌ای نه‌چندان دور از تبریز قرار دارد و سرنوشت آن برای مردم منطقه فقط یک مسئله جغرافیایی نیست.

دریاچه ارومیه بخشی از خاطره جمعی شمال‌غرب ایران است. خیلی‌ها هنوز روزهایی را به یاد دارند که رفتن به کنار دریاچه، بخشی از برنامه تابستانی خانواده بود. کودکانی که در آب و نمک بازی می‌کردند، خانواده‌هایی که برای گردش می‌رفتند و مسافرانی که هنگام عبور از جاده، لحظه‌ای کنار دریاچه توقف می‌کردند.

یک خاطره ساده را به یاد می‌آورم؛ روزی که در مسیر سفر، کنار دریاچه ایستاده بودیم. یکی از بچه‌ها از بزرگ‌ترها پرسید: «این همه سفیدی چیه؟» کسی جواب داد: «نمکه.» کودک کمی مکث کرد و دوباره پرسید: «پس آبش کجاست؟»

گاهی یک سؤال کودکانه می‌تواند از صدها جمله بیشتر حرف داشته باشد.

محیط زیست دقیقاً همین‌جا خودش را نشان می‌دهد؛ جایی که یک تغییر در طبیعت، از یک موضوع تخصصی و علمی خارج می‌شود و وارد خاطره یک خانواده می‌شود.

آب را فقط وقتی کم است نبینیم

یکی دیگر از موضوعات مهم برای آینده تبریز، آب است. شاید تا زمانی که آب از شیر خانه جاری است، ارزش واقعی آن را کمتر احساس کنیم. اما شهری که با محدودیت‌های آبی روبه‌روست، باید نگاهش به آب را تغییر دهد.

صرفه‌جویی فقط به معنای کمتر مصرف کردن نیست. به معنای درست مصرف کردن است.

فضای سبز شهری نیز در این میان اهمیت زیادی دارد. انتخاب گونه‌های مناسب، استفاده درست از روش‌های آبیاری و توجه به شرایط اقلیمی می‌تواند کمک کند که فضای سبز با مصرف منطقی منابع حفظ شود. تجربه‌ها و مطالعات مرتبط با مدیریت فضای سبز تبریز نیز نشان داده‌اند که مسئله فضای سبز فقط به افزایش سطح سبز محدود نمی‌شود و نحوه مدیریت آن اهمیت زیادی دارد.

درختی که برای یک شهر خشک و کم‌آب انتخاب می‌شود، باید با شرایط همان شهر سازگار باشد. زیبایی زمانی ماندگار است که بتواند با طبیعت منطقه کنار بیاید.

محیط زیست از خانه شروع می‌شود

شاید وقتی درباره محیط زیست حرف می‌زنیم، ناخودآگاه به سراغ کارخانه‌ها، خیابان‌ها یا سازمان‌های بزرگ برویم. اما بخش مهمی از ماجرا از خانه شروع می‌شود.

از همان جایی که چراغ اضافه را خاموش می‌کنیم، آب را بی‌دلیل باز نمی‌گذاریم، زباله را روی زمین نمی‌اندازیم، پلاستیک کمتری مصرف می‌کنیم و به کودکمان یاد می‌دهیم که یک بطری خالی متعلق به سطل زباله است، نه کف خیابان.

این رفتارها شاید در ظاهر کوچک باشند، اما فرهنگ یک شهر دقیقاً از همین رفتارهای کوچک ساخته می‌شود.

شهروندی که در خانه مراقب مصرف آب است، در پارک هم احتمالاً بیشتر مراقب فضای سبز خواهد بود. کودکی که از خانواده یاد گرفته درخت را نشکند، بعدها نگاه متفاوتی به طبیعت خواهد داشت.

محیط زیست فقط یک پروژه نیست؛ یک عادت است.

فردای تبریز را امروز می‌سازیم

هر شهری آینده‌ای دارد که بخشی از آن را امروز می‌توان دید.

اگر امروز درختی کاشته شود، ممکن است سایه اصلی آن سهم سال‌های آینده باشد. اگر امروز یک فرهنگ درست درباره مصرف آب شکل بگیرد، نتیجه آن شاید سال‌ها بعد آشکار شود. اگر امروز کودکی یاد بگیرد که طبیعت بخشی از زندگی اوست، فردای شهر می‌تواند با انسانی روبه‌رو باشد که محیط زیست را نه از روی اجبار، بلکه از روی باور حفظ می‌کند.

این شاید مهم‌ترین نکته درباره محیط زیست باشد؛ بسیاری از کارهایی که برای طبیعت انجام می‌دهیم، نتیجه فوری ندارند.

درخت امروز کاشته می‌شود، اما سایه‌اش برای فرداست. آب امروز درست مصرف می‌شود، اما امنیت آبی فردا را تقویت می‌کند. زباله امروز درست جمع‌آوری می‌شود، اما اثر واقعی آن در آینده دیده می‌شود. و شاید به همین دلیل، محیط زیست بیش از هر چیز به نگاه بلندمدت نیاز دارد.

تبریز برای نفس کشیدن

تبریز شهر خاطره‌هاست؛ شهر کوچه‌ها، بازار، کوه، باغ، باران و برف. شهری که زمستان‌هایش بخشی از هویت آن بوده و تابستان‌هایش خاطرات زیادی برای نسل‌های مختلف ساخته است.

حالا که شهر بزرگ‌تر شده و زندگی شکل تازه‌ای پیدا کرده، طبیعت باید همچنان جایی در این زندگی داشته باشد.

شاید لازم نباشد برای شروع کار بزرگی انجام دهیم. گاهی می‌شود از یک رفتار ساده شروع کرد؛ از کاشتن یک درخت، مراقبت از یک باغ، استفاده کمتر از خودرو در مسیرهای کوتاه، کاهش مصرف آب، نریختن زباله در طبیعت یا حتی تذکر محترمانه به کودکی که شاخه درختی را می‌شکند.

شهر فقط چیزی نیست که از مسئولان، مدیران و نهادها تحویل می‌گیریم. شهر چیزی است که همه ما هر روز با رفتارمان می‌سازیم.

وقتی به تبریز فکر می‌کنیم، شاید بهتر باشد فقط به خیابان‌ها و ساختمان‌هایش نگاه نکنیم. کمی هم به آسمانش نگاه کنیم. به درختانش، به کوهش، به باغ‌های باقی‌مانده‌اش و به آبی که باید برای نسل‌های بعد باقی بماند.

شاید روزی فرزندمان در همین شهر قدم بزند و از ما بپرسد: «تبریز قدیم چه شکلی بود؟»

چه خوب است جوابمان فقط درباره ساختمان‌ها و خیابان‌ها نباشد.

بگوییم شهری بود که درخت داشت، کوه داشت، باغ داشت، هوای خوب داشت و مردمی که فهمیده بودند شهر، خانه بزرگ همه آنهاست.

و خانه را اگر دوست داشته باشیم، فقط تمیزش نمی‌کنیم؛ برای نفس کشیدن آن هم جا باز می‌کنیم.

نویسنده: معصومه عرب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *