تهیه کننده نمایش باردو گفت: این اثر نخستین نمایشی است که به وقایع روزهای جنگ دوازدهروزه میپردازد و حاصل تجربههای مستقیم و زخمهای روحی روزهای جنگ است.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری شرق نگار، احسان محسنی ثانی ظهر امروز در نشست خبری با اصحاب رسانه اظهار کرد: نمایش «باردو» با اجرای بازیگران کشفاستعداد شده برای نخستین بار روی صحنه می رود که این اتفاق سورپرایزی تازه برای اهالی تئاتر مشهد است.
وی با بیان اینکه باردو قرار است سی شب اجرا شود بیان کرد: ما همیشه تلاش کردیم با اتکا به تواناییها و ظرفیتهای خودمان کارها را پیش ببریم. البته از همه مسئولانی که همراهی کردند تشکر میکنم.
وی درباره انتخاب متن نمایش «باردو» توضیح داد: در میان آثاری که این روزها روی صحنه هستند، این متن برای من جذابیت خاصی داشت. ترکیب غیرمتجانس اما قشنگِ جنگ، عشق و موسیقی باعث شد فکر کنم میتوان از آن کاری متفاوت ساخت.
محسنی ثانی با اشاره به اینکه «باردو» نخستین نمایشی است که موضوع «جنگ دوازدهروزه» را به صحنه میآورد، گفت: در روزهایی که جنگ دوازده روزه رخ داد، ما به شکل محسوسی با ری اکشن های متفاوت و عجیب مردم در این خصوص مواجع بودیم. آن روزها برایمان یک خراش و زخمی ایجاد کرد که حس کردیم میتواند تبدیل به کار هنری شود،ضمن اینکه من معتقدم بهترین آثار از زخمهایی حاصل می شوند که به روح انسان آسیب رسانده اند.
تهیه کننده نمایش باردو خاطر نشان کرد: امیدوارم نمایش «باردو» بتواند تجربه زیسته گروه در روزهای جنگ و دغدغههای شکلگرفته در آن دوران را صادقانه به تماشاگر منتقل کند.
در ادامه این نشست محمد نیازی کارگردان نمایش با بیان این که نمایش باردو بر اساس سه دورهٔ تاریخی ۱۳۲۰، ۱۳۶۲ و ۱۴۰۴ بنا شده است. هر دوره زبان، لحن، شیوهٔ زندگی و بیان عشق مخصوص به خود را دارد؛ تفاوتهایی که بهطور کامل در متن نمایشنامه و فرم اجرایی منعکس شده است. موسیقی نیز همراه با این سیر زمانی تغییر میکند؛ قطعات در بستر زمانی خود اجرا میشوند و تحولِ موسیقایی ۸۰ سال اخیر در ساختار اثر قابل مشاهده است. در انتخاب موسیقیها، دقت شده تا روند تحول تاریخی، نهفقط در روایت زبانی، بلکه در تجربهٔ شنیداری مخاطب نیز دیده شود.
این کارگردان تئاتر گفت: دو محور اصلی بر نمایش وطن و موسیقی است. در کنار بازیگران، موسیقی پیانو نقش یک کاراکتر محوری را بازی میکند؛ سازی که ملودی آن، عاشقانه و زخمی، در سه مقطع زمانی جریان مییابد و در پایان، صدای ماندگار تاریخ را بازتاب میدهد.
نیازی انسان را در این نمایش، کانون اصلی هنر مدرن دانست و اظهار کرد: انسانی که همه تلاشهای آموزشی، تربیتی و رفاهی برای تعالی او شکل میگیرد. در گذشته، تمرکز بیشتر آثار بر بعد فردی شخصیتها بود، اما امروز انسان تنها در بستر اجتماع معنا پیدا میکند.
وی یکی از ویژگیهای جذاب باردو را همجواری دو قطب متضاد عنوان کرد و افزود: رنج جنگ در کنار روشنایی عشق. این تضاد، روح اثر را ساخته و آن را به تجربهای شیرین تبدیل کرده است.
این کارگردان تئاتر بیان کرد: این نمایش تجربهای تازه در کارنامهٔ گروه است؛ تجربهای که از تئاتر موزیکال فاصله گرفته و در قالب موسیقی، نمایش اجرا میشود. در این فرم، قطعات موسیقی نه بهعنوان پسزمینه، بلکه بهعنوان کاراکترهای موثر حضور دارند. پیانو، پیانیست و روح موسیقی در دل درام عمل میکنند و روند روایت را پیش میبرند. قطعات آشنا و تاریخی موسیقی در هر اپیزود کاملاً با بافت داستان پیوند خورده و بهصورت کامل روی صحنه اجرا میشود.
همجواری رنج جنگ و روشنایی عشق در نمایش «باردو»
در ادامه این نشست علی حاتمینژاد، نویسنده نمایش باردو درباره مفهوم نمایش اظهار کرد: در برخی فرهنگها، باردو به فاصله میان دو جهان اطلاق میشود؛ دالانی میان مرگ و ورود به جهانی دیگر. باور بر این است که انسان در لحظه مرگ، آرزو یا رؤیایی دارد که در جهان دیگر تحقق مییابد. ما نیز در این نمایش، از این مفهوم بهره بردیم تا روایتهایمان معنایی عمیقتر پیدا کند.
وی درباره نوع نگارش نمایشنامه خاطرنشان کرد: اصل نگارش در این نمایش این بوده که تاریخ در بطن روایت قرار نگیرد، بلکه در پسزمینه جاری باشد. در تئاتر، اگر بخواهیم مستقیم درباره خودِ تاریخ سخن بگوییم، شکست میخوریم، بنابراین تاریخ باید پشت روایت بایستد تا روایت در مرکز دیده شود.
حاتمینژاد افزود: در آثار نمایشی و سینمایی موفق، همین الگوها رعایت شده است و وقتی تماشاگر روی صحنه زندگی شخصیتها را میبیند، اثر دراماتیک قویتر عمل میکند. به همین دلیل، سه اپیزود نمایش باردو هرچند در بستر تاریخی رخ میدهند، اما تمرکز اصلی بر انسانها، دغدغههایشان و سیر تحولات زندگی آنان است.
این نویسنده درباره پیامی که نمایش به مخاطب منتقل میکند، گفت: دورانی که انتظار داشتیم یک اثر هنری پیامی را به طور صریح ارائه کند، گذشته است. امروز هنر وظیفه دارد بخشی کوچک از یک دغدغه یا معضل را پیش چشم مخاطب قرار دهد و او را به اندیشهورزی وادارد. آن لحظه که در سالن نفسها حبس میشود، آن گرهای که مارا رها نمیکند، همان نقطهای است که هنر وظیفهاش را انجام داده است.
نویسنده: ملیکا حسینی
