وقتی آرامش، نخستین ابزار یک امدادگر است

امدادگر

خدا نکند یک روز به امدادگر احتیاج پیدا کنیم.

این جمله را خیلی‌ها گفته‌اند؛ معمولاً هم وقتی درباره حادثه صحبت می‌شود. اما کمتر کسی به بخش دیگری از ماجرا فکر می‌کند؛ اینکه در همان لحظه‌ای که یک شهروند نگران و مضطرب است، یک نفر باید آرام بماند، تصمیم بگیرد و به سمت حادثه حرکت کند.

در یک کلان‌شهر، حادثه می‌تواند شکل‌های مختلفی داشته باشد و هیچ‌کس نمی‌تواند زمان وقوع یک اتفاق را از قبل تعیین کند. آنچه اهمیت پیدا می‌کند، میزان آمادگی شهر، نیروهای امدادی و البته شهروندانی است که باید بدانند در چنین شرایطی چگونه رفتار کنند.

برای یک امدادگر، بحران فقط چند دقیقه پرتنش نیست. پشت هر عملیات، ساعت‌ها آموزش، تمرین، تجربه و آمادگی قرار دارد.

با یکی از امدادگران مرد هلال‌احمر در شیراز درباره همین موضوع گفت‌وگو کرده‌ایم؛ درباره لحظه‌ای که باید ترس را کنار گذاشت، درباره مردم، درباره آموزش و درباره شهری که تاب‌آوری‌اش فقط با تجهیزات ساخته نمی‌شود.

او می‌گوید: امدادگر بودن یعنی یاد بگیری وقتی دیگران مضطرب هستند، خودت آرام بمانی.

همین جمله، مسیر گفت‌وگوی ما را مشخص می‌کند.

وقتی آرامش خودش یک ابزار امدادی است

از نگاه یک امدادگر، سخت‌ترین بخش مواجهه با یک حادثه چیست؟

شاید خیلی‌ها فکر کنند سخت‌ترین قسمت، صحنه حادثه است. ولی همیشه این‌طور نیست.

گاهی سخت‌ترین کار این است که خودت را کنترل کنی.

ممکن است اطراف شما چند نفر همزمان سؤال بپرسند، خانواده فرد حادثه‌دیده نگران باشند و شرایط هم کاملاً قابل پیش‌بینی نباشد.

امدادگر باید بتواند در همان شرایط، اولویت‌ها را تشخیص دهد.

اگر آرامش نداشته باشی، ممکن است تصمیم درستی نگیری.

برای همین من معتقدم آرامش خودش یک ابزار امدادی است.

آیا این آرامش به مرور و با تجربه به دست می‌آید؟

بله، ولی آموزش خیلی مهم است.

تجربه به آدم یاد می‌دهد که همه چیز همیشه مطابق تصور قبلی پیش نمی‌رود.

اما آموزش باعث می‌شود در شرایطی که نمی‌دانی چه اتفاقی قرار است بیفتد، حداقل اصول اولیه را بلد باشی.

امدادگر باید مرتب خودش را به‌روز نگه دارد. چون حادثه منتظر نمی‌ماند که ما آماده شویم.

پشت هر عملیات، یک شهر ایستاده است

معمولاً مردم امدادگر را فقط در زمان حادثه می‌بینند. آیا فعالیت امدادی فقط به همان لحظه محدود می‌شود؟

اصلاً.

بخش مهمی از کار، قبل از حادثه است.

آموزش، تمرین، آماده‌سازی تجهیزات، شناخت مسیرها، هماهنگی و خیلی کارهای دیگر شاید برای مردم دیده نشود، اما وقتی حادثه‌ای اتفاق می‌افتد، نتیجه همین آمادگی‌ها خودش را نشان می‌دهد.

ما اگر بخواهیم درباره تاب‌آوری شهری صحبت کنیم، نباید فقط به لحظه بحران نگاه کنیم.

تاب‌آوری قبل از بحران ساخته می‌شود.

نقش مردم در این میان چقدر مهم است؟

بسیار زیاد.

مردم اولین کسانی هستند که معمولاً در محل یک حادثه حضور دارند.

آنها ممکن است زودتر از نیروهای تخصصی به فرد حادثه‌دیده برسند.

بنابراین اگر آموزش اولیه داشته باشند، می‌توانند کمک بزرگی باشند.

اما نکته مهم این است که مردم باید بدانند کجا باید کمک کنند و کجا باید عقب بایستند.

گاهی بهترین کمک، ایجاد نکردن مزاحمت برای نیروهای امدادی است.

گاهی هم یک تماس دقیق و انتقال درست اطلاعات، بسیار بیشتر از هر اقدام دیگری به ما کمک می‌کند.

خلاقیت؛ وقتی هر حادثه یک شکل تازه دارد

در امداد و نجات چقدر به خلاقیت نیاز است؟

خیلی زیاد.

البته خلاقیت در امداد به معنی کنار گذاشتن اصول نیست.

ما یک‌سری اصول مشخص داریم که باید رعایت شوند، اما شرایط حادثه همیشه شبیه هم نیست.

ممکن است یک بار با یک محیط شلوغ مواجه شوید، یک بار با مسیر دسترسی سخت و یک بار با شرایطی که امکانات محدود است.

اینجا تجربه و قدرت تصمیم‌گیری اهمیت پیدا می‌کند.

گاهی باید با امکاناتی که در اختیار دارید، بهترین راه ممکن را پیدا کنید.

به نظرم امدادگر باید هم آموزش دیده باشد و هم ذهنش برای شرایط پیش‌بینی‌نشده آماده باشد.

آیا می‌توان این خلاقیت را به شهروندان هم آموزش داد؟

بله، اما در حد توان و آموزش خودشان.

مثلاً یک شهروند لازم نیست وارد عملیات تخصصی شود.

می‌تواند یاد بگیرد چگونه با اورژانس یا امداد تماس بگیرد، اطلاعات دقیق بدهد، اطراف محل حادثه را خلوت کند و از تجمع جلوگیری کند.

همین کارهای ساده می‌تواند اثر اجتماعی بزرگی داشته باشد.

اثرگذاری اجتماعی از یک رفتار ساده شروع می‌شود

وقتی از اثرگذاری اجتماعی حرف می‌زنیم، شما آن را در کار امدادی چگونه تعریف می‌کنید؟

من اثرگذاری اجتماعی را فقط در نجات یک نفر نمی‌بینم.

فرض کنید یک امدادگر به یک نفر آموزش می‌دهد و آن فرد بعدها همان آموزش را به خانواده‌اش منتقل می‌کند.

آن آموزش دیگر فقط یک آموزش شخصی نیست.

یا یک شهروند یاد می‌گیرد هنگام حادثه فیلم نگیرد و به جای آن مسیر عبور خودروهای امدادی را باز نگه دارد.

این رفتار کوچک است، اما وقتی هزاران نفر آن را انجام دهند، اثر بزرگی ایجاد می‌کند.

تاب‌آوری شهری دقیقاً از همین رفتارهای کوچک ساخته می‌شود.

به نظر شما شیراز برای افزایش تاب‌آوری اجتماعی به چه چیزی بیشتر نیاز دارد؟

آموزش مستمر.

نه اینکه فقط وقتی حادثه‌ای اتفاق افتاد، همه درباره آمادگی صحبت کنیم.

آموزش باید بخشی از زندگی روزمره مردم باشد.

خانواده‌ها، مدارس، محیط‌های کاری و محله‌ها می‌توانند نقش داشته باشند.

مردم باید بدانند در شرایط اضطراری چه کاری انجام دهند و از چه کاری پرهیز کنند.

هرچه این آموزش‌ها بیشتر شود، هنگام حادثه رفتار مردم منظم‌تر می‌شود.

نسل جدید و یک سؤال مهم

درباره نسل جدید چه نظری دارید؟ آیا فکر می‌کنید جوان‌ها می‌توانند نقش مهمی در تاب‌آوری شهر داشته باشند؟

قطعاً.

جوان‌ها ظرفیت خیلی خوبی دارند.

هم سرعت یادگیری بالایی دارند و هم از ابزارهای ارتباطی بیشتر استفاده می‌کنند.

اگر آموزش امدادی با شیوه‌های جدید ارائه شود، می‌توان آنها را به بخش مهمی از شبکه آگاهی‌رسانی اجتماعی تبدیل کرد.

مثلاً یک جوان می‌تواند در یک محله، خانواده خودش و دوستانش را نسبت به اصول اولیه ایمنی آگاه کند.

اما باید یک نکته را هم یاد بگیریم؛ اینکه در زمان حادثه، هر اطلاعاتی را منتشر نکنیم.

انتقال اطلاعات نادرست ممکن است شرایط را دشوارتر کند.

گاهی مسئولیت اجتماعی یعنی بدانیم چه چیزی را نباید منتشر کنیم.

اگر بخواهید یک جمله به شهروندان شیراز بگویید، چه می‌گویید؟

امیدوارم هیچ‌وقت به امدادگر احتیاج پیدا نکنند؛ اما بهتر است همه بلد باشند اگر روزی شرایط اضطراری پیش آمد، چگونه رفتار کنند.

این دو با هم فرق دارند.

ما نمی‌توانیم همه حوادث را پیش‌بینی کنیم، اما می‌توانیم آمادگی خودمان را بیشتر کنیم.

شهری که در روزهای آرام آماده می‌شود

گفت‌وگو که به پایان می‌رسد، دوباره همان جمله آشنای مردم در ذهن می‌آید: خدا نکند یک روز به امدادگر احتیاج پیدا کنیم.

اما شاید تاب‌آوری شهری دقیقاً از همین نقطه آغاز شود؛ از روزهایی که هنوز حادثه‌ای اتفاق نیفتاده است.

از آموزش یک خانواده.

از تمرین یک امدادگر.

از تصمیم یک شهروند برای حفظ آرامش.

از کنار رفتن مردم برای باز شدن مسیر خودروهای امدادی.

از منتشر نکردن یک خبر نادرست.

و از داوطلبی که شاید سال‌ها کسی نامش را نداند، اما خودش را برای روزی آماده می‌کند که شاید یک نفر، در یک لحظه سخت، به کمک او احتیاج داشته باشد.

امدادگر هلال‌احمر می‌گوید: ما امیدواریم مردم هیچ‌وقت شرایط سخت را تجربه نکنند؛ اما اگر روزی چنین اتفاقی افتاد، آموزش و آمادگی می‌تواند خیلی چیزها را تغییر دهد.

این شاید ساده‌ترین تعریف از تاب‌آوری باشد؛ اینکه یک شهر منتظر حادثه نماند تا یاد بگیرد چگونه قوی بماند.

نویسنده: معصومه عرب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *