روی تشک حریفیم، بیرون از آن دوست؛ قصه‌ای به وسعت صلح

صلح و دوستی

بچه‌ها، با هم بسازید، نه اینکه با هم بسوزید!

بازی است دیگر، برد و باخت دارد؛ چرا قهر می‌کنی؟

مردانگی به این است که دست حریفت را بگیری، نه اینکه زمین خوردنش را جشن بگیری.

این جمله‌ها را بارها در زمین‌های ورزشی، سالن‌های مسابقه و میان تماشاگرانی شنیده‌ایم که گاهی از شدت هیجان، نتیجه بازی را از خودِ بازی مهم‌تر می‌دانند. اما اگر کمی دقیق‌تر نگاه کنیم، ورزش فقط جایی برای شمردن گل‌ها، ثبت رکوردها و آویختن مدال‌ها نیست؛ می‌تواند تمرینی برای زندگی در کنار آدم‌هایی باشد که با ما تفاوت دارند.

صلح همیشه با قراردادهای بزرگ و سخنرانی‌های طولانی آغاز نمی‌شود. گاهی از یک دست دادن ساده، یک عذرخواهی به‌موقع یا دستی شروع می‌شود که به سوی حریف دراز می‌کنیم تا از زمین بلند شود. ورزش، به‌ویژه رشته‌ای مانند کشتی که در آن دو رقیب با تمام توان مقابل هم قرار می‌گیرند، فرصت مناسبی برای دیدن این حقیقت است: می‌توان برای پیروزی جنگید، بی‌آنکه احترام به دیگری را فراموش کرد.

اما آیا این تصویر زیبا در دنیای واقعی ورزش هم وجود دارد؟ آیا رقابت می‌تواند به جای دشمنی، به دوستی منتهی شود؟ برای بررسی این موضوع، با احمد، فردی آشنا با فضای ورزش و تجربه‌های ورزشی، گفت‌وگو کرده‌ایم. او از اهمیت احترام، نقش مربیان و خاطره‌ای از دنیای کشتی می‌گوید؛ جایی که گاهی یک حرکت کوچک، از نتیجه یک مسابقه ماندگارتر می‌شود.

او می‌گوید: به نظرم اگر بخواهیم معنای صلح را برای مردم ساده کنیم، باید از همین لحظه‌های معمولی زندگی شروع کنیم. صلح یعنی وقتی با کسی اختلاف نظر داریم، به او توهین نکنیم؛ وقتی از کسی شکست می‌خوریم، برای تحقیرش دنبال بهانه نگردیم و وقتی برنده می‌شویم، یادمان نرود که طرف مقابل هم برای رسیدن به آن لحظه زحمت کشیده است.

ورزش این موقعیت‌ها را بارها پیش روی ما قرار می‌دهد. شما در یک مسابقه ممکن است همه توانتان را بگذارید تا برنده شوید، اما در پایان باید بتوانید با آرامش دست حریف را بفشارید. به نظرم این لحظه، یکی از زیباترین درس‌های ورزش است.

در کشتی، این موضوع معنای خاصی دارد. دو کشتی‌گیر با قدرت و تمرکز مقابل یکدیگر قرار می‌گیرند. هر دو می‌خواهند پیروز شوند، اما هیچ‌کدام نباید فراموش کنند که آن سوی تشک، انسانی ایستاده که او هم برای رسیدن به این مسابقه تمرین کرده، خسته شده و شاید بارها از شکست ترسیده است.

وقتی این احترام باقی بماند، رقابت معنای سالم خودش را پیدا می‌کند.

فکر می‌کنید ورزشکاران چگونه می‌توانند به گسترش صلح کمک کنند؟

اول باید از یک تصور اشتباه فاصله بگیریم؛ اینکه ورزشکار فقط مسئول نتیجه مسابقه خودش است. رفتار او هم بخشی از چیزی است که مردم می‌بینند و از آن یاد می‌گیرند. وقتی یک ورزشکار پس از شکست، حریفش را تحسین می‌کند یا به اشتباه داور با توهین پاسخ نمی‌دهد، در عمل نشان می‌دهد که کنترل خشم و احترام، کمتر از قدرت بدنی اهمیت ندارد.

البته نباید انتظار داشته باشیم که هر مسابقه‌ای به دوستی ختم شود. ورزشکار هم مثل هر انسان دیگری ممکن است عصبانی شود، احساس بی‌عدالتی کند یا از شکست ناراحت باشد. مسئله این است که یاد بگیرد با این احساسات چه کند. صلح به معنای نداشتن اختلاف نیست؛ یعنی بتوانیم اختلاف را بدون تحقیر و خشونت مدیریت کنیم.

اجازه بدهید از کشتی بپرسیم؛ رشته‌ای که در نگاه اول بیشتر با قدرت و غلبه بر حریف شناخته می‌شود. آیا در دل چنین رقابتی می‌توان از آشتی حرف زد؟

اتفاقاً کشتی مثال خوبی است. در این رشته، کشتی‌گیر باید قدرت، سرعت، فن و تمرکز داشته باشد. اما در کنار همه این‌ها، به انضباط و احترام هم نیاز دارد. شما ممکن است حریف خود را شکست دهید، ولی اگر رفتارتان بعد از پیروزی تحقیرآمیز باشد، از نظر اخلاق ورزشی چیزی را از دست داده‌اید.

من همیشه فکر می‌کنم تشک کشتی می‌تواند یک کلاس کوچک زندگی باشد. آدم یاد می‌گیرد که برای رسیدن به هدفش تلاش کند، شکست را بپذیرد، دوباره بلند شود و ارزش تلاش دیگران را هم ببیند.

خاطره‌ای از کشتی دارید که این معنا را بهتر نشان بدهد؟

بگذارید یک صحنه را تصور کنیم؛ صحنه‌ای که ممکن است برای بسیاری از کسانی که فضای مسابقات کشتی را دیده‌اند، آشنا باشد.

دو کشتی‌گیر جوان پس از یک مسابقه نزدیک، با نتیجه‌ای اختلافی روبه‌روی هم قرار می‌گیرند. یکی برنده شده و دیگری، که برای این مسابقه مدت‌ها تمرین کرده، به‌شدت ناراحت است. اطرافیان هم هرکدام چیزی می‌گویند؛ یکی از داوری انتقاد می‌کند و دیگری از ورزشکار بازنده می‌خواهد خودش را نبازد.

در چنین لحظه‌ای، ورزشکار برنده می‌تواند شادی‌اش را به رخ حریف بکشد؛ اما تصور کنید به جای آن، جلو برود، دست او را بگیرد و بگوید: خسته نباشی، مسابقه سختی بود.

شاید این صحنه در نگاه اول اتفاق بزرگی نباشد، اما برای ورزشکاری که شکست خورده، معنای زیادی دارد. او می‌فهمد که باختن، ارزش و زحماتش را از بین نبرده است.

من این صحنه را به‌عنوان یک نمونه قابل تصور از رفتار جوانمردانه مطرح می‌کنم، نه خاطره‌ای مستند از مسابقه‌ای مشخص. به نظرم اهمیتش در همین است که می‌تواند در هر سالن کشتی و در هر سطحی از رقابت اتفاق بیفتد.

گاهی آشتی از همین جمله کوتاه شروع می‌شود؛ از اینکه به طرف مقابل بفهمانیم شکست او، مجوز بی‌احترامی به او نیست.

نقش مربی در این میان چقدر مهم است؟

بسیار مهم است. ورزشکار فقط فن یاد نمی‌گیرد؛ رفتار را هم از محیط اطرافش می‌آموزد. اگر مربی پس از شکست، ورزشکار را تحقیر کند یا برای پیروزی به هر قیمتی ارزش قائل شود، نباید انتظار داشته باشیم که شاگردش همیشه جوانمردانه رفتار کند.

در مقابل، مربی می‌تواند به ورزشکار یاد بدهد که عصبانیت طبیعی است، اما توهین کردن انتخاب ماست. می‌تواند به او بفهماند که شکست پایان راه نیست و احترام به حریف، چیزی از ارزش قهرمانی کم نمی‌کند.

به‌خصوص در رده‌های سنی پایین، این آموزش‌ها اهمیت زیادی دارد. نوجوانی که امروز یاد می‌گیرد با رقیبش محترمانه رفتار کند، ممکن است همین شیوه را در مدرسه، خانواده و محیط کار هم به کار ببرد. البته این نتیجه خودبه‌خود اتفاق نمی‌افتد؛ به آموزش مستمر و فضای مناسب نیاز دارد.

آیا ورزش به‌تنهایی می‌تواند اختلاف‌ها و دشمنی‌ها را از بین ببرد؟

نه، و بهتر است درباره توانایی ورزش اغراق نکنیم. ورزش به‌تنهایی نمی‌تواند همه مشکلات اجتماعی را حل کند یا جای آموزش، گفت‌وگو و عدالت را بگیرد. حتی خود ورزش هم ممکن است به میدان تعصب و دشمنی تبدیل شود، اگر درست هدایت نشود.

اما ورزش می‌تواند فرصتی برای نزدیک شدن آدم‌ها فراهم کند. وقتی دو نفر از خانواده‌ها، شهرها یا فرهنگ‌های متفاوت کنار هم تمرین می‌کنند، فرصت دارند یکدیگر را نه براساس پیش‌داوری، بلکه از طریق رفتار و همکاری بشناسند.

در یک تیم، ممکن است بازیکنان سلیقه‌ها و دیدگاه‌های متفاوتی داشته باشند؛ با این حال، برای رسیدن به یک هدف مشترک همکاری می‌کنند. همین تجربه ساده می‌تواند به آن‌ها یاد بدهد که تفاوت داشتن، الزاماً به معنای دشمن بودن نیست.

اگر قرار باشد یک پیام برای نوجوانانی داشته باشید که تازه وارد دنیای ورزش شده‌اند، چه می‌گویید؟

به آن‌ها می‌گویم برای قهرمان شدن تلاش کنید، اما قهرمانی را فقط با مدال اندازه نگیرید. اگر برنده شدید، مغرور نشوید و اگر باختید، خودتان را بی‌ارزش ندانید. از حریفتان یاد بگیرید و اجازه ندهید رقابت، احترام را از شما بگیرد.

اگر روزی روی تشک کشتی ایستادید، یادتان باشد کسی که مقابل شما قرار دارد، دشمن شما نیست؛ رقیب شماست. ممکن است چند دقیقه تمام تلاش کنید او را شکست دهید، اما بعد از مسابقه می‌توانید نخستین کسی باشید که برایش دست می‌زند.

به نظرم این تصویر، معنای روشنی از صلح دارد؛ دو انسان که برای پیروزی رقابت می‌کنند، اما انسان بودن یکدیگر را فراموش نمی‌کنند.

در پایان، شاید بد نباشد دوباره به همان جمله ساده برگردیم: «بازی است دیگر، برد و باخت دارد.» جمله‌ای معمولی که می‌تواند یادآور یک حقیقت بزرگ باشد. نتیجه مسابقه بالاخره در جدول ثبت می‌شود، مدال‌ها به گردن قهرمانان می‌افتد و نام برندگان در تاریخ ورزش می‌ماند؛ اما رفتاری که با دیگران داریم، در خاطره آدم‌ها ادامه پیدا می‌کند.

شاید یکی از مهم‌ترین درس‌های ورزش همین باشد: برای پیروزی تلاش کنیم، اما برای شکست دادن دیگری، انسانیت خودمان را نبازیم. صلح گاهی از جایی آغاز می‌شود که مسابقه تمام شده، تماشاگران سالن را ترک کرده‌اند و دو رقیب، دور از هیاهوی مدال‌ها، دست یکدیگر را می‌فشارند.

نویسنده: معصومه عرب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *