سرمایه‌ای برای ماندن

سرمایه‌ای برای ماندن

پول که توی شهر بچرخه، کار هم راه می‌افته.

این جمله را بارها از زبان مردم شنیده‌ایم؛ از کاسب قدیمی بازار، از صاحب یک کارگاه کوچک، از جوانی که دنبال اولین شغل جدی زندگی‌اش می‌گردد و حتی از کسی که سال‌هاست در یکی از خیابان‌های قدیمی تبریز مغازه دارد.

اما آیا هر سرمایه‌ای که وارد شهر می‌شود، الزاماً به رونق تبدیل می‌شود؟ قصه اقتصاد شهری کمی پیچیده‌تر از این حرف‌هاست. سرمایه باید جایی بنشیند که بتواند کار ایجاد کند، کسب‌وکارهای دیگر را به حرکت درآورد و بخشی از نیاز شهر را پاسخ بدهد. اگر چنین اتفاقی نیفتد، ممکن است پول وارد یک پروژه شود، اما اثر آن در زندگی مردم چندان دیده نشود.

در تبریز، اقتصاد فقط در کارخانه‌ها و پروژه‌های بزرگ خلاصه نمی‌شود. بازار، واحدهای تولیدی، کارگاه‌های کوچک، شرکت‌های خدماتی، کسب‌وکارهای نوپا و حتی تصمیم یک جوان برای ماندن در شهر و ساختن آینده‌اش، بخشی از همین اقتصاد هستند.

برای بررسی این موضوع، پای صحبت مهندس نیک‌نام، کارشناس حوزه سرمایه‌گذاری و توسعه کسب‌وکار نشستیم؛ گفت‌وگویی درباره اینکه سرمایه چگونه می‌تواند به فرصت تبدیل شود و چرا گاهی ظرفیت‌های اقتصادی یک شهر، درست در مقابل چشم مردم، دیده نمی‌شوند.

سرمایه‌گذاری فقط آوردن پول نیست

اگر بخواهیم خیلی ساده شروع کنیم، سرمایه‌گذاری شهری یعنی چه؟

سرمایه‌گذاری شهری فقط این نیست که یک نفر پولش را وارد یک پروژه کند. وقتی از سرمایه‌گذاری شهری حرف می‌زنیم، باید ببینیم این سرمایه چه چیزی به شهر اضافه می‌کند. ممکن است یک پروژه ساخته شود، اما نیروی انسانی آن از بیرون بیاید، مواد اولیه‌اش از جای دیگری تأمین شود و مشتری آن هم ارتباط چندانی با اقتصاد محلی نداشته باشد.

در مقابل، ممکن است یک کسب‌وکار خیلی بزرگ نباشد، اما چند نفر را مشغول کند، از تولیدکننده محلی خرید کند و باعث شود چند کسب‌وکار دیگر هم سفارش بگیرند. من دومی را از نظر اثر اقتصادی بسیار مهم می‌دانم.

پس جذب سرمایه به‌تنهایی کافی نیست؟

نه، اصلاً. گاهی تصور می‌کنیم اگر سرمایه‌گذار وارد شهر شود، همه چیز حل شده است، در حالی که تازه از آنجا کار اصلی شروع می‌شود. باید بدانیم سرمایه کجا قرار است قرار بگیرد، چه مشکلی را حل کند، چه بازاری دارد، چه میزان اشتغال ایجاد می‌کند و ارتباطش با سایر کسب‌وکارهای شهر چیست.

سرمایه‌گذار هم دنبال فضایی است که بتواند آینده پروژه‌اش را پیش‌بینی کند. اگر نداند بازار چه وضعیتی خواهد داشت، چه هزینه‌هایی پیش روی اوست یا مسیر اجرای پروژه چقدر روشن است، طبیعی است که برای تصمیم‌گیری احتیاط کند.

وقتی سرمایه‌گذار از پولش نمی‌ترسد

این کارشناس حوزه سرمایه‌گذاری در پاسخ به این پرسش که آیا شما تجربه‌ای داشته‌اید که این موضوع را از نزدیک لمس کرده باشید، می‌گوید؟

بله، یک مورد را هنوز به خاطر دارم. چند سال قبل با جوانی آشنا شدم که سرمایه نسبتاً خوبی در اختیار داشت و می‌خواست در تبریز کسب‌وکاری راه بیندازد. چند ایده مختلف هم داشت. جلسه که تمام شد، انتظار داشتم درباره میزان سرمایه، سود و هزینه‌ها صحبت کند، اما یک جمله گفت که برای من جالب بود.

گفت: من از پولم نمی‌ترسم؛ از این می‌ترسم که پولم را جای اشتباه بگذارم.

این جمله شاید ساده باشد، اما به نظرم یکی از مهم‌ترین مسائل سرمایه‌گذاری است. سرمایه‌گذار فقط دنبال سود نیست؛ دنبال این است که بداند تصمیم امروز او، فردا چه نتیجه‌ای خواهد داشت. همان‌جا متوجه شدم گاهی آنچه سرمایه‌گذار کم دارد، پول نیست؛ اطلاعات درست است.

اطلاعات؛ سرمایه پنهان اقتصاد شهر

از او پرسیدم، آیا اطلاعات می‌تواند به اندازه سرمایه اهمیت داشته باشد؟

وی پاسخ قاطعی به این پرسش می‌دهد و می‌گوید: فرض کنید کسی بخواهد در یک منطقه شهری سرمایه‌گذاری کند. اگر نداند مردم آن منطقه چه نیازهایی دارند، چه کسب‌وکارهایی در آنجا فعال‌اند، چه خدماتی کم است و چه ظرفیت‌هایی وجود دارد، چطور می‌تواند تصمیم درستی بگیرد؟

سرمایه‌گذاری بدون شناخت بازار، شبیه رانندگی در جاده‌ای است که مسیرش را نمی‌بینید. برای همین معتقدم شهر باید اطلاعات اقتصادی قابل اتکاتری داشته باشد.

اینجا نقش رسانه و روزنامه‌نگاری تحقیقی چیست؟

خیلی مهم است. رسانه نباید فقط روز افتتاح یک پروژه سراغ آن برود. مثلاً اگر امروز یک پروژه اقتصادی افتتاح شد، خبر آن منتشر می‌شود، اما سؤال این است که یک سال بعد چه اتفاقی افتاد؟ چند نفر مشغول کار شدند؟ چه مقدار از ظرفیت پروژه استفاده شد؟ چه مشکلاتی داشت؟ آیا کسب‌وکارهای اطراف آن هم رشد کردند؟ آیا مردم منطقه اثر آن را احساس کردند؟

این‌ها سؤال‌هایی هستند که می‌توانند یک گزارش اقتصادی معمولی را به یک گزارش تحقیقی تبدیل کنند. اقتصاد شهر نیاز به حافظه دارد. اگر فقط خبر امروز را ببینیم و فردا سراغ موضوع دیگری برویم، بخشی از واقعیت اقتصادی شهر از دست می‌رود.

وقتی سرمایه‌گذاری وارد زندگی مردم می‌شود

از این متخصص توسعه کسب‌وکار می‌پرسم، به نظر شما مردم عادی چطور باید اثر سرمایه‌گذاری را احساس کنند؟

وی می‌گوید: مردم نباید برای دیدن نتیجه سرمایه‌گذاری حتماً منتظر یک پروژه عظیم باشند. گاهی اثر یک سرمایه‌گذاری در یک کارگاه کوچک دیده می‌شود، گاهی در استخدام چند نیروی جوان، گاهی در رونق یک خیابان و گاهی هم در راه‌اندازی کسب‌وکاری که یک نیاز محلی را برطرف می‌کند.

اقتصاد زمانی برای مردم معنا پیدا می‌کند که نتیجه آن وارد زندگی روزمره شود. وقتی یک جوان بتواند شغل پیدا کند، وقتی یک مغازه‌دار مشتری بیشتری داشته باشد یا وقتی یک تولیدکننده کوچک بتواند سفارش جدید بگیرد، آن وقت سرمایه‌گذاری از یک مفهوم اقتصادی به یک واقعیت اجتماعی تبدیل شده است.

سرمایه‌گذاری و ماندن جوانان در تبریز

درباره جوانان صحبت کردید. سرمایه‌گذاری چه نقشی در ماندگاری جوانان در تبریز دارد؟

نقش مهمی دارد. اما نباید تصور کنیم برای ماندن جوانان حتماً باید پروژه‌های بسیار بزرگ ساخته شود. یک شهر می‌تواند از تعداد زیادی کسب‌وکار کوچک و متوسط تشکیل شود. شرکت فناوری، مجموعه خدماتی، کارگاه تخصصی، کسب‌وکار گردشگری، شرکت طراحی یا حتی یک مجموعه کوچک تولیدی، هرکدام می‌توانند بخشی از بازار کار را شکل دهند.

مشکل زمانی ایجاد می‌شود که این کسب‌وکارها از هم جدا باشند و ارتباطی با یکدیگر نداشته باشند. اگر زنجیره‌ای میان آنها ایجاد شود، یک کسب‌وکار می‌تواند برای چند کسب‌وکار دیگر هم مشتری ایجاد کند.

اقتصاد شهر فقط پروژه‌های بزرگ نیست

پس اقتصاد شهری فقط به پروژه‌های بزرگ وابسته نیست؟

اتفاقاً یکی از اشتباهات همین است که گاهی فقط پروژه‌های بزرگ را می‌بینیم. پروژه بزرگ مهم است، اما اقتصاد شهر از هزاران فعالیت کوچک هم تشکیل شده است. یک کارگاه کوچک شاید به تنهایی تأثیر زیادی نداشته باشد، اما اگر صدها کسب‌وکار کوچک در کنار هم فعال باشند، مجموع اثر آنها قابل توجه می‌شود.

برای همین باید فضای رشد برای کسب‌وکارهای کوچک هم جدی گرفته شود.

تبریز و ظرفیت‌هایی که هنوز باید دیده شوند

اگر بخواهیم درباره تبریز مشخص‌تر صحبت کنیم، مهم‌ترین ظرفیت اقتصادی شهر را چه می‌دانید؟

من ترجیح می‌دهم به جای نام بردن از یک ظرفیت، درباره یک ویژگی صحبت کنم؛ تنوع. تبریز فقط یک بازار یا یک صنعت ندارد. ظرفیت‌های مختلفی در شهر وجود دارد و همین تنوع می‌تواند فرصت ایجاد کند.

اما ظرفیت به‌تنهایی کافی نیست. باید این ظرفیت‌ها شناسایی، دسته‌بندی و تبدیل به پروژه‌های مشخص شوند. وقتی می‌گوییم «تبریز ظرفیت اقتصادی زیادی دارد»، هنوز اتفاقی نیفتاده است. وقتی می‌گوییم «در این حوزه مشخص، این نیاز وجود دارد و این مدل کسب‌وکار می‌تواند آن را پاسخ بدهد»، تازه وارد مرحله تصمیم اقتصادی شده‌ایم.

سرمایه‌گذار با شعار تصمیم نمی‌گیرد

اگر یک سرمایه‌گذار امروز از شما بپرسد چرا باید در تبریز سرمایه‌گذاری کنم، چه پاسخی می‌دهید؟

اول سعی نمی‌کنم او را با جمله‌های بزرگ قانع کنم. می‌گویم بیایید پروژه را بررسی کنیم؛ بازار را ببینیم، رقبا را بشناسیم، هزینه‌ها را محاسبه کنیم، نیروی انسانی مورد نیاز را بررسی کنیم و زنجیره تأمین را ببینیم. بعد تصمیم بگیریم.

سرمایه‌گذار با شعار تصمیم نمی‌گیرد؛ با اطلاعات تصمیم می‌گیرد. اگر اطلاعات درست باشد، خود فرصت می‌تواند خودش را نشان بدهد.

تغییر نگاه به سرمایه‌گذاری

به نظر شما مهم‌ترین چیزی که باید در اقتصاد شهری تغییر کند چیست؟

نوع نگاه. اینکه سرمایه‌گذار را فقط کسی نبینیم که می‌آید پول خرج کند. او یک شریک اقتصادی شهر است.

از طرف دیگر، سرمایه‌گذار هم باید بداند قرار نیست فقط به دلیل اینکه یک شهر ظرفیت‌هایی دارد، پروژه‌اش موفق شود. باید مطالعه کند، بازار را بشناسد و برای آینده برنامه داشته باشد.

رابطه درست میان شهر، سرمایه‌گذار و مردم، یک رابطه دوطرفه است. شهر باید فرصت ایجاد کند و سرمایه‌گذار هم باید بخشی از ارزش ایجادشده را به اقتصاد شهر برگرداند.

فردای تبریز از امروز ساخته می‌شود

و اگر بخواهیم گفت‌وگو را با یک تصویر از آینده تمام کنیم، تبریز را در اقتصاد آینده چگونه می‌بینید؟

من آینده را در یک ساختمان بزرگ یا یک پروژه خاص نمی‌بینم. آینده را در آدم‌ها می‌بینم؛ در جوانی که یک ایده دارد و می‌تواند آن را تبدیل به کسب‌وکار کند، در سرمایه‌گذاری که به جای خارج کردن پول از شهر، آن را وارد یک فعالیت مولد می‌کند، در کارگاهی که از چند نفر شروع می‌شود و کم‌کم بزرگ‌تر می‌شود و در رسانه‌ای که فقط خبر افتتاح یک پروژه را منتشر نمی‌کند؛ چند سال بعد برمی‌گردد و می‌پرسد چه شد.

چند سال قبل، همان جوانی که گفتم یک جمله به من گفت که هنوز یادم مانده. پرسید: «اگر امروز تصمیم اشتباهی بگیرم، سه سال دیگر چه چیزی برایم باقی می‌ماند؟»

به او گفتم شاید سؤال را باید کمی تغییر بدهی. بپرس اگر امروز تصمیم درستی بگیری، سه سال دیگر چه چیزی برای خودت و شهرت ساخته‌ای؟

به نظرم اقتصاد شهری هم همین سؤال را پیش روی ما می‌گذارد. مسئله فقط این نیست که امروز چقدر سرمایه داریم؛ مسئله این است که سرمایه امروز، فردای شهر را چگونه می‌سازد.

شاید یک شهر زمانی واقعاً ثروتمند می‌شود که سرمایه در آن فقط خرج نشود؛ بلکه چیزی از خودش به جا بگذارد؛ شغل، کسب‌وکار، مهارت، امید و فرصتی برای ماندن.

و شاید قصه سرمایه در تبریز، در نهایت قصه پول نباشد؛ قصه انتخاب باشد.

انتخاب اینکه سرمایه از کنار شهر عبور کند یا در آن ریشه بدواند.

نویسنده: معصومه عرب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *